در مؤسسه تحقیقات خاک و آب کشور برگزار شد؛
نشست علمی;رویکردی نوین به بهرهوری نسبی اقتصادی آب کشاورزی
به گزارش روابط عمومی مؤسسه تحقیقات خاک و آب کشور، روز دوشنبه 26 مرداد 1405در ادامه سلسلهسخنرانیهای علمی بخش آبیاری مؤسسه تحقیقات خاک و آب کشور، نشست علمی با عنوان «رویکردی نوین به بهرهوری نسبی اقتصادی آب کشاورزی» با ارائه حسین جعفری، عضو هیئت علمی مؤسسه، برگزار شد.
در این نشست، جعفری با تشریح چالشهای موجود در ارزیابی بهرهوری آب کشاورزی، بر ضرورت بازنگری در شاخصهای متداول و حرکت از ارزیابیهای صرفاً فیزیکی و اقتصادی به سمت رویکردی جامعتر و واقعبینانهتر تأکید کرد؛ رویکردی که در آن مجموعهای از عوامل مؤثر بر تولید، از جمله آب، خاک، اقلیم، گیاه، مدیریت مزرعه و شرایط اقتصادی، بهصورت همزمان مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به تفاوت قابل توجه شرایط خاک و اقلیم در مناطق مختلف کشور اظهار داشت: ظرفیت تولید و میزان بهرهوری آب در مزارع، متأثر از ویژگیهای محیطی و مدیریتی است و از این رو، مقایسه مستقیم مزارع صرفاً بر اساس شاخصهای متداول بهرهوری آب، بدون در نظر گرفتن این تفاوتها، نمیتواند ارزیابی دقیقی از عملکرد واقعی بهرهبرداران ارائه دهد.
عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات خاک و آب کشور، «بهرهوری نسبی اقتصادی آب» را رویکردی مناسب برای مقایسه عادلانهتر عملکرد مزارع و محصولات دانست و افزود: این شاخص با در نظر گرفتن ظرفیت واقعی تولید، شرایط محیطی، ویژگیهای گیاه، نحوه مدیریت تولید و عوامل اقتصادی میتواند بهعنوان ابزاری علمی برای ارزیابی بهرهوری آب، انتخاب محصولات مناسب و تعیین الگوی کشت مورد استفاده قرار گیرد.
جعفری همچنین با تأکید بر اهمیت توجه همزمان به تناسب آب و زمین در مدیریت بهرهوری آب کشاورزی، به ظرفیتهای علمی و اطلاعاتی مؤسسه تحقیقات خاک و آب کشور اشاره کرد و «سامانه نیاز آبی» و «سامانه تناسب اراضی» را از بسترهای مهم برای توسعه این رویکرد برشمرد.
وی تصریح کرد: تلفیق اطلاعات مربوط به آب، خاک و اقلیم با ویژگیهای گیاه، ظرفیت تولید و شاخصهای مدیریتی و اقتصادی مزرعه میتواند زمینه طراحی و توسعه شاخصی جامعتر برای ارزیابی بهرهوری آب کشاورزی در کشور را فراهم کند و به تصمیمگیری دقیقتر در زمینه مدیریت منابع آب و خاک کمک کند.
در پایان این نشست تأکید شد که بهرهوری آب کشاورزی را نمیتوان صرفاً با میزان محصول تولیدشده به ازای هر مترمکعب آب ارزیابی کرد؛ بلکه برای دستیابی به تصویری واقعیتر از بهرهوری، باید ظرفیت بالقوه تولید و شرایط محیطی، خاکی، اقلیمی و مدیریتی حاکم بر تولید نیز در محاسبات لحاظ شود.
گفتنی است بهکارگیری چنین رویکردی میتواند گامی مؤثر در جهت ارتقای دقت ارزیابی بهرهوری آب، بهبود تصمیمگیری در مدیریت منابع آب و خاک، انتخاب محصولات متناسب با شرایط هر منطقه و تدوین الگوی کشت علمی و متناسب با ظرفیتهای سرزمینی کشور باشد.



